خرید بک لینک

1.

خوار از مهجوري قرآن شدي شکوه سنج گردش دوران شدي
اي چو شبنم بر زمين افتنده ئي در بغل داري کتاب زنده ئي
تا کجا در خاک مي گيري وطن رخت بردار وسر گردون فکن

2.

چون مسلمانان اگر داري جگر در ضمير خويش ودر قرآن نگر
صد جهان تازه در آيات اوست عصرها پيچيده در آنات اوست
يک جهانش عصر حاضر را بس است گير اگر در سينه دل معني رس است
بنده ی مومن ز آيات خداست هر جهان اندر بر او چون قباست
چون کهن گردد جهاني در برش مي دهد قرآن جهاني ديگرش

3.

روزها، شب ها تپيدن ميتوان عصر ديگر آفريدن ميتوان
صد جهان باقي است در قرآن هنوز اندر آياتش يکي خود را بسوز

4.

آن کتاب زنده قرآن حکيم حکمت او لايزال است وقديم
نسخه ي اسرار تکوين حيات بي ثبات از قوتش گيرد ثبات
حرف او را ريب ني تبديل ني آيه اش شرمنده ي تأويل ني
پخته تر سوداي خام از زور او در فتد با سنگ، جام از زور او
مي برد پابند وآزاد آورد صيد بندان را بفرياد آورد
نوع انسان را پيام آخرين حامل او رحمة للعالمين

ارج مي گيرد ازو ناارجمند بنده را از سجده سازد سر بلند
رهزنان از حفظ او رهبر شدند از کتابي صاحب دفتر شدند
دشت پيمايان ز تاب يک چراغ صد تجلي از علوم اندر دماغ
آنکه دوش کوه بارش بر نتافت سطوت او زهره ي گردون شکافت
بنگر آن سرمايه ي آمال ما گنجد اندر سينه ي اطفال ما

گر تو ميخواهي مسلمان زيستن نيست ممکن جز به قرآن زيستن

از تلاوت بر تو حق دارد کتاب تو ازو کامی که مي خواهي بياب

برچسب: نویسنده: نرگس شریعتی تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 1:50

صفحه بندی